![]() |
«آهو» سینمای ما - پیشتولید جدیدترین ساخته سینمایی «مسعودکیمیایی» با عنوان «آهو» به زودی آغاز میشود.
«مسعودکیمیایی» با اعلام این خبر گفت: عباس رضائیان كه به تازگي وارد عرصه تهيه كنندگي سينما شده طرحی به نام«آهو» نوشته که مضمون خوبی دارد. من هم اکنون نگارش فیلمنامه آن را آغاز کردهام و پس از تکمیل شدن فیلمنامه، پیشتولید آن را از دو هفته دیگر یا بعد از تعطیلات نوروزی آغاز میکنیم.
«کیمیایی» که به تازگی ساخت «محاکمه در خیابان» را به پایان رسانده است، درباره مضمون کار جدیدش میگوید: داستان «آهو» در شهر سرخس و فرودگاه این شهر میگذرد و ماجرای هواپیمایی است که در حین عبور از روی ایران، خراب میشود و در فرودگاه متروکه شهر مرزی سرخس به روی زمین مینشیند و مسائلی بین مسافران این هواپیما که اکثرا خارجی هستند، رخ میدهد.»
کارگردان «رئیس» درباره عواملی که در این پروژه با آنها همکاری خواهد داشت، میگوید: آقای رضائیان که طرح «آهو» را نوشته به عنوان سرمایهگذار نیز حضور خواهد داشت و خودم تهیهکنندگی آن را در دفتر کارگاه آزاد فیلم بر عهده دارم. تورج منصوری نیز مدیریت فیلمبرداری را انجام خواهد داد. نقشهای فیلم را هم چند تا از هنرجویان مدرسه فیلمسازی در کنار بازیگران حرفهای سینمای ایران بر عهده خواهند داشت. پولاد هم هست.»
«کیمیایی» با اشاره به پروداکشن بزرگ فیلم «آهو» زمان فیلمبرداری را طی دو ماه در سرخس و افغانستان اعلام میکند و میگوید: این فیلم را در شرایطی مقابل دوربین میبرم که فیلمنامه «تبعید سایهها» که قرار است برای فارابی بسازم ساخته نشود ولی اگر قرار باشد «تبعید سایهها» ساخته شود، اولویت با آن است و اول آن را مقابل دوربین میبرم و بعد «آهو» را میسازم.به گفته «کیمیایی» از آنجا که قصه «تبعید سایهها» در مسکو و در زمستان میگذرد، باید از اردیبهشت و خرداد به بعد که هوای آنجا برای فیلمبرداری مناسب است كار را شروع کنیم و به همین دلیل هر زمان که بنیاد سینمایی فارابی برای ساخت این فیلم اعلام آمادگی کند، آن را مقابل دوربین میبرم».
«کیمیایی» پیش از این از اکبرزنجانپور، فریبرزعربنیا و پولادکیمیایی به عنوان بازیگران اصلی «تبعید سایهها» نام برده بود که CAST جذابی برای این فیلم به شمار میآیند. کارگردان «حکم» در مورد ساخت مستند شهر تهران میگوید: منتظر گرم شدن هوا هستم تا ساخت این مستند را شروع کنم.به گفته «کیمیایی» تهران در زمستانها یک شخصیت دارد و در تابستان شخصیتاش فرق میکند. به دلیل اینکه تهران اصولا اقلیمگرمی است و ساختار این شهر در تابستان به شکل استوارتر و قدیمیتری نمایان میشود.
مهدي كريمي گفت: «پاداش» كمال تبريزي را در تابستان 88 اكران خواهيم كرد.
به گزارش سايت سينمايي سوره، اين تهيهكننده در گفتوگويي اظهار داشت: بخش فايلها و اسكنهاي فيلم در تركيه در حال آمادهشدن است و بعد از ميكس صدا در ايران، كار تا آخر فروردين آماده اكران ميشود.
وي همچنين درباره اكران «اشكان انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» گفت: منتظر كپي 35 فيلم هستيم و در اولين فرصت آنرا اكران ميكنيم.
برپايه اين خبر، در «پاداش» نقش محوري را حسن معجوني بازي ميكند و از آتيلا پسياني، احمد آقالو، بهمن زرينپور، صابر ابر، آشا محرابي ، رضا بهبودي ، روحالله حقگوي لسان، اصغر نقيزاده، بهنام وطن ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
اين فيلم درباره يكي از مديران ارشد است كه به صورت كاملا اتفاقي به سفر حج ميرود و در اين سفر اتفاقاتي برايش ميافتد كه ظاهرش خوشايند نيست، اما همه اين اتفاقات ناخوشايند باعث ميشود به معنا و مفهومي از سفر دست پيدا كند.
من سرکوب شدم، نه از طرف ممیزی ارشاد که از جانب منتقدان بیسواد
ملاقلي پور سينما را حرفهاش ميدانست و ميگفت: «از اين طريق دارم زندگي ميكنم و ديگر اينكه ميخواهم دغدغههاي فردي خودم را با ذهنيتي كه دنبالش هستم در آستانه نيم قرن زندگي در سينمايي كه انتخابش كردم بياورم.»
«شاه كوچك» را در سال 61 با حسين منزه ساختم كه به قول خودش «اگر با مرحوم منزه آشنا نميشدم نه عكاس خوب، نه مستندساز جنگ و نه اصلا فيلمساز ميشدم.» ساخت و «سقاي تشنه لب» 62، «نينوا» 63، «بلمي به سوي ساحل» 64 ، «پرواز در شب» 65 ، «افق» 66 ، «مجنون» 68، «خسوف» 70، «نجات يافتگان» و «سفر به چزابه» 74 ، «كمكم كن» 76 ، «هيوا» 77 ، «نسل سوخته» 78 ، «قارچ سمي» 80، «مزرعه پدري» 82 و «ميم مثل مادر» را ساخت و همزمان با اكران آخرين ساختهي سينمايياش «ميممثل مادر» در ايسنا گفت: «از نسل ما گذشته است كه نگاهي ديگر و متفاوت به جنگ ارايه کنيم که از جنس نگاه نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ريسك و تواناي ريسك را از دست داده است، ولي اگر يك فرد جوان يك سينماگر جوان با استعداد پيدا شود، ميتواند با خلاقيتهاي كه دارد از ادبيات جنگ به بهترين شكل استفاده كند.»
او در آخرين مصاحبههايش ميگفت: «من همان آدم گذشته هستم، اما محتاط تر شدهام. يك واقعيت اين است كه ملاقلي پور در سينما سركوب شد، نه از جانب مميزي ارشاد بلكه متاسفانه از جانب منتقدين بيسواد اين اتفاق افتاد. وقتي منتقدين بيسواد مواردي را به فيلم نسبت دادند طبيعتا مسوولين فرهنگي نسبت به كارهاي من حساسيت پيدا کردند.
هر چه ساختم و نوشتم آنها فكر كردند، منظورم مساله ديگري است. مثلا در دوراني كه فيلمهاي «سفر به چزابه» ، «نسل سوخته» و.... را ساختم بسياري از اين فيلمهاي من را برخي منتقدين بيسواد به مسخره گرفتند. ولي الان نقد همان آدمها را در رابطه با «ميم مثل مادر» ميخوانم و ميبينم از آن فيلمهاي قبليام همچون «نسل سوخته» و «هيوا» به عنون آثاري زيبا و شاعرانه ياد ميکنند، در حاليكه اين فيلمها را در زمان اکران قبول نداشتند.»
ملاقليپور چند سال قبل در گفتگويي دربارهي دوران كودكياش و آشنايي با تصوير گفته بود: «اولين كارهاي تصويريام مربوط به سالهاي دبستان و دبيرستان است كه نقاشي ميكردم. دوست نقاشي داشتم به نام
«فرهمند». بعدها نوازندهي خوبي شد مرا با كار نقاشي آشنا كرد. بعد هم كه به رسم بچههاي پايين شهر يا لب خط ميرفتم، سينما فيلمي ميديدم و ميآمدم براي بچهها تعريف ميكردم. بعضي وقتها پولهايمان را جمع ميكرديم هفتتر پلاستيكي و كلاه وسترن ميخريديم تا عكاسهايي كه ميآمدند به محلهها از ما عكس بگيرند. كم كم يك دوربين عكاسي گيرم آمد و شروع كردم به سبك فيلمهاي آن دوران از دوستانم عكس گرفتن. با شروع زمان انقلاب به طور جدي به كار عكاسي علاقهمند شدم. در آن دوران بعضي مساجد عكسها را جمعآوري ميكردند و مثل نمايشگاه روي تابلو ميزدند. بعد از انقلاب در چند نشريه به عنوان خبرنگار و عكاس مشغول به كار شدم و با تاسيس حوزهي هنري رفتم آنجا كه كار عكاسي و لابراتوار بكنم. هفت هشت نفري آنجا جمع شده بودند كه من رفتم. نفر هفتم يا هشتم در خيابان فلسطين شمالي ساختمان دو طبقهاي بود و من آنجا كار عكاسي و چاپ عكس رنگي وسياه و سفيد ميكردم كه كمكم چشمم افتاد به كشوي يكي از فايلها كه در آن يك دوربين 18 فريم بولكس بود. آن موقع بسياري از تكنيكهاي عكاسي را تا حدي كه اشباع ميشوم ميدانستم، نه آنقدر كه اشباع شوم. نه آن حد كه كامل باشم؛ چون عكاسي خودش دنيايي است، بهخصوص لابراتوارش. ولي احساس ميكردم كه يك چيزهايي من را به آن دوربين وسوسه ميكردم. نه ميدانستم بولكس چيست و نه ميدانستم 18 فريم يعني چه. به آقايي كه مسوول بخش بود گفتم اگر ميشود به من اجازه بدهيد تا براي خودم يك حلقه فيلم بخرم و از اين دوربين استفاده كنم. گفت نميشود، بايد تحصيلات آكادميك داشته باشي. بايد بروي ياد بگيري تا بتواني از اين استفاده كني و من هرچه اصرار كردم او موافقت نكرد. نتوانستم تحمل كنم جذبهي اين دوربين برايم به حدي بود كه يك شب از ديوار حوزه بالا رفتم، شيشهي لابراتوار را شكستم و دوربين را برداشتم، يك حلقه فيلم سوپر 8 هم از خيابان بلوار خريدم و ..... »
ملاقليپور در نامهاي تحت عنوان «خداحافظ سينما» كه در پي حذف دو صحنه از فيلم «مزرعه پدري» در سال 83 در اختيار ايسنا گذاشته بود، نوشته:« چه حاصل از اينكه كي بودم و چه كردم؟ منتي هم نيست و صد البته كه طلبكار هم نيستم حرف من بماند با تاريخ.
روزگاري نه چندان دور به گوشهاي از اين ديار عشق و ميراث تعرضي شده بود. جواناني بودند، مرداني بزرگ، زميني بودند و روحشان آسماني، دوربين عكاسي و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند كوتاه ولي مردانه زيستن را ديدم و بيدليل نيست كه هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» براي ديدن «نجاتيافتگان» و ملاقات با بانوي عشق خانم «هيوا» بود.
البته اين جرم كمي نبود همزمان با نمايش تحقيرشان كردند و درگوشي و علني نجوا كردند ، برو، فراموش كن، و اين زمانه را آنطور كه ما ميگوييم ببين. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبين. در همان خوابگردي بمان تا خوابگرد را نسازي، مگر نميبيني با «مزرعه پدري» اين سرزمين پدريت چه ميكنيم؟ اگر راه پيروزي فرهنگي عدهاي در گرو اين است كه من ديگر فيلم نسازم، به همه دوستداران و ارزش پيشگان و همراهان اين قافله مژده ميدهم كه اين پيروزي گوارايتان باد. رسول ملاقليپور ديگر فيلمي نخواهد ساخت تا ...
زهي خجسته زماني كه يار باز آيد بكام غمزدگان غمگسار بازآيد
به پيش خيالش كشيدم ابلق چشم بدان اميد كه آن شهسوار باز آيد
*** بخشي از مطالب بالا با برداشتي از كتاب «برداشت دو»؛ گفتگوي اكبر نبوي با ملاقليپور ذكر شده است.
مقدم، تصویربرداری سریال جدید خود را از نیمه اسفندماه در لوکیشنی در محله تجریش آغاز میکند. او برای این سریال از عاطفه نوری، نفیسه روشن و پوریا پورسرخ ـ که به ترتیب با آنها در مجموعههای «نرگس»، «اغما» و «روز حسرت» همکاری کرده بود ـ دعوت به عمل آورده و در کنار آنها قرار است بازیگران دیگری چون آتیلا پسیانی، روناک یونسی، صبا کمالی، شهرام عبدلی، مریم سلطانی، اسماعیل سلطانیان، حشمت آرمیده، ملیحه نیکجومند، آرش مجیدی، عباس غزالی و شهربانو موسوی در این مجموعه به ایفای نقش بپردازند.
محمدرضا شفیعی درباره همکاریاش برای ساخت این سریال میگوید: «پس از همکاری با سیروس مقدم در تولید تلهفیلمهایی چون «گوشهنشینان»، «روز بعد از خوشبختی» و... تصمیم گرفتیم تا سریال جدیدی را نیز در کنار هم بسازیم. از آنجایی هم که شناخت کاملی از ایشان دارم و معتقدم که کارگردان بسیار خوب و توانمندی در کارشان هستند، بسیار خوشحالم که این سریال را نیز در کنار او به عنوان تهیهکننده تولید میکنم.»
شفیعی در ادامه صحبتهایش تأکید میکند که مقدم جزو معدود کارگردانانی است که توانایی ساخت سریالهای طولانیقسمت را دارد: «این سریال قرار است در 60 قسمت تولید و پخش شود و مطمئن هستم با حضور سیروس مقدم، کار بهخوبی تولید میشود و به هنگام پخش نیز شاهد اثری خوب و با ساختار منسجم در روایت و اجرا خواهیم بود.»
سیروس مقدم در سریال «آشفتگی» بر اساس فیلمنامهای از سعید نعمتالله، به روایت زنی به نام «خجسته» پرداخته که از شهرستان وارد تهران شده و برای پیدا کردن شوهرش درگیر مشکلات فروانی می شود.
شفیعی این قصه را به لحاظ ساختار و روایت، کاری کاملاً متفاوت با سریال «نرگس» میداند: «سریال «آشفتگی» در متن داستان خود، لایههای پنهانی دارد که با باز شدن گرههای آن، مخاطب را بیش از سریال «نرگس» با خود همراه میکند. البته این به معنای نفی سریال «نرگس» نیست، بلکه منظورم این است که کنکاشی که نسبت به مشکلات اجتماعی در سریال «آشفتگی» مطرح میشود، نهتنها در «نرگس» که در دیگر سریالهای اجتماعی تلویزیون هم کمتر پرداخته شده است.»
تهیهکننده سریال «آشفتگی» سپس اشارهای به روند پیشتولید سریال دارد و میگوید: «تا امروز که اوایل روزهای ابتدایی اسفندماه را طی میکنیم، مدت دو ماه پیشتولید را پشت سر گذاشتهایم که در حال حاضر همه بازیگران انتخاب شدهاند و مراحل دورخوانی متن در حال انجام است. بر اساس برنامهریزی، از هفته آینده و پس از ایام سوگواری روزهای آخر صفر، کار را کلید میزنیم. پیشبینی ما برای زمان تصویربرداری و مراحل فنی آن، حدود پنج تا شش ماه است و به امید خدا از اول تیرماه پخش سریال «آشفتگی» از شبکه سه آغاز میشود. به این ترتیب یک ماه و نیم تا دو ماه همزمان با پخش، تولید کار هم ادامه پیدا میکند.»
عواملی که در تولید این سریال ملودرام شبانه همکاری دارند عبارتاند از: کارگردان: سیروس مقدم / مشاور کارگردان: الهامغفوری / نویسنده: سعید نعمتالله / مشاور فیلمنامه: دکتر محمدرضا شجاعی / مدیر تصویربرداری: امیر معقولی / مدیرصدابرداری: فرشید احمدی / دستیار اول کارگردان و برنامهریز: افشین سنگچاپ / گروه کارگردانی: امین وژگانی، فرزین فتحی / طراح گریم: حسین صالحیان / منشی صحنه: فهیمه کمالی / مدیر تولید: سید حسین یعقوبی / مدیر فنی: سعید پروینی / مدیر مالی: جواد تهرانی / عکاس: مهدی حیدری / مدیر روابط عمومی: محمدرضا داودی / مجری طرح: مؤسسه فرهنگی هنری وصف صبا / تهیهکننده: محمدرضا شفیعی / محصول گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما.

در حالیکه قرار بود تهمینه میلانی بهزودی نخستین سریال تلویزیونی خود را برای سیما فیلم بسازد، این امر با تغییر ساختار فیلمنامههای این مجموعه در عمل منتفی شد.
«یاران کلوپ مثبت» قرار بود نخستین سریال تلویزیونی تهمینه میلانی باشد، اما ساخت این پروژه منتفی شد تا میلانی همچنان کارگردان سینما باقی بماند.
تهمینه میلانی سال گذشته طرح سریالی اپیزودیک با نام «یاران کلوپ مثبت» را به سیما فیلم ارائه داد تا بر اساس آن، سریالی 13قسمتی برای این مرکز کارگردانی کند. اما با تغییر و تحولاتی که در ساختار سیما فیلم به وجود آمد، قرار شد تا تولید این مجموعه به شبکه سه سیما واگذار شود، که این امر در عمل اتفاق نیفتاد.
چندی پیش محمد نیکبین، تهیهکننده و مجری طرح این سریال، در گفتوگو با خبرنگار ما از سرنوشت این سریال اظهار بیاطلاعی کرده بود و گفته بود: «همچنان منتظر تماس و نظر مسئولین سیما فیلم هستیم.»
گویا جلسه مسئولین سیما فیلم در خصوص روشن کردن وضعیت تولید مجموعه «یاران کلوپ مثبت» برگزار شده و آنان به این نتیجه رسیدهاند که 4 داستان این مجموعه که قابلیت بیشتری برای تبدیل شدن به تلهفیلم را دارند، با تکمیل فیلمنامههایشان تا اردیبهشت 88 به مرحله تولید برسانند. بر همین اساس، قصههای انتخابی در اختیار تهمینه میلانی قرار گرفته تا او بر اساس آنها فیلمنامه را به منظور تولید در قالب فیلمی 90دقیقهای به نگارش دربیاورد.
با توجه به مشغلههای میلانی، او قرار است فقط در مقام نویسنده با این پروژه همکاری کند. «یاران کلوپ مثبت» درباره کسانی است که نتیجه آزمایش ایدز آنها مثبت بوده است.
شنیدم من که نامردان ظالم // همان ناداوران با اسم عالم
طرف را ناگهان اخراج کردند // و خون بر چشم او پمپماژ کردند
شنیدی گشته محروم از جوایز // وفیلم او نشد مقبول و جایز؟
نفهمیدی که را گویم اساسی // نشانی می دهم شاید شناسی
همان که صورت او هست ریشین // که اهل ده نمک هم بوده پیشین
همین مسعود را گویم که قبلا // نبوده جزو اهل فیلم اصلا
که سابق می نوشته او مقاله // کنون اهل هنر گشتست و واله
که فیلم قبلی اش ختم رکورد است // زه خنده مردمان بر ضعف بردست
همه بازیگران را داشت یک جا // مشاورها همه در سطح اعلا
شریفی ضیغمی کامبیز ارژنگ // که طنزی بود باب جبهه و جنگ
و مردم شاد و خندان و سلامت // به سالن ها دوان برعکس عادت
صف طولانی اش بیداد می کرد // و جیب صاحبانش باد می کرد
از این باد و از آن پول قلمبه // خریداری شد آب و یک تلمبه
به او گفتند آبش کن اضافه // کمی شوخی بد اندر لفافه
بساز ار می توانی دومی را // مشاور گر بخواهی هست اینجا
ودست تو ز خرجش باز باز است // که تهیه با حبیب کاسه ساز است
بلی این کاسه سازان پولدارند // وخرهاشان زکره دم درآرند
بله این دو برادر هم داداشند // وطبق گفته ها مثل تراشند
وهرجا هر دوتا هستند همراه // نگویم باقیش استغفرا...
کجا بودم ؟چرا سر رشته در رفت؟ // چه می گفتم؟ ...................؟
نه! می گفتم ز آب و پول و کاسه // شروع شد فیلم دوم هم خلاصه
به امیدی که یابد کامیابی // هنوز اسمش نفهمیدی گلابی؟
به پشت صحنه رفت آمد چه بسیار // تو گویی شانزه لیزه بوده انگار
نه از بهر سفارش یا رفاقت // برای توصیه بحث نظارت
بدان جا حاتمی هم رفته سنگین // ابی جان، خالق آن فیلم غمگین
چه بود اسمش خدایا! خان دوخن ماین! // به فارسی می شود از کرخه تا راین
به او گفته تو شیری یا پلنگی // که انقدر خوب ساختی فیلم جنگی
منم زین پس تو چون الگو ببینم // بگردم دور تو پیشت بشینم
خلاصه در خبرها و نظرها // به او بس هدیه ها گشتست اهدا
ولی این بار هم او گشته مغموم // ز سیمرغ و جوایز هم که محروم
ز کل یوم سیمرغ و جوایز // نصیب او نخواهد بود هرگز
و او هم بد گمانی پیشه کردست // سخن ها از نهاد و ریشه کردست
بگفته که برایم بوده روشن // بسوزم همچو ته دیگی به روغن
نسازم فیلم از بهر رقابت // مرا این کار قرنی بوده عادت
ورود من نه بهر سوت و کف بود // مرا ناگفته گفتن ها هدف بود
به اتمام آمده سانسور جنگی // نمودم جنگ را با این قشنگی
شکستم من کلیشه لیک هرگز // نیاندازند بهرم فرش قرمز
بسازم فیلمی از سرباز رایان // رسانم فیلم سوم را به پایان
روم تانکی خرم از یک مغازه // که راحت رد شود از هر جنازه
خلاصه منتظر باشید تا من // بیایم سال دیگر چون تهمتن
کنون فهمیده ای حتما چه شخصیست // وگرنه که سرت خونریز مغزیست
نشستم غرق در سیگار و چایی // که فکسی آمد از ناظم بکایی#
نوشته ای پسر بیراه رفتی // تو با کبریت تر در چاه رفتی
تو که آخر نداری دانش و هوش // ببند آن فک خود یک چسب هم روش
بخر یک روزنامه تا بدانی // بدین نادانیت تا در نمانی
که تقدیرو تشکر شد نثارش // و سیمرغ بلورین هم کنارش
و او خوشحال وغرق سرگرانی // به کوری تو ای ملعون جانی
برو روزی خود جای دگر گیر // قلم بر دست مزدور شکم سیر
بدین جا آمده آن فکس پایان // و من هم زار و غمگین و پشیمان
و بس خسته ز بس حالیت کردم // ز بس کار بد اندر پیت کردم
هر آنکس که جوابش یافت آخر // حلالش باد او را شیر مادر
تو هم ای ناشناس بی مثالم // تو ای مجهول و منظور سوالم
مبارک باشدت این افتخارت // نشی غره که می افتد فشارت
شب است و وقت خواب و چیز و لال ا // کنم فکری ز بهر خویش حالا
روم چسبی خرم تا دکه باز است // قلندر خواب و شب هم که دراز است
پویا امیرشیبانی

ماراتن
سینمای ما - باز هم نوروزی دیگر که این بار قرار است محملی باشد برای رقابت مجموعه سازانی چون حسن فتحی، شاهد احمدلو، مهران مدیری و سعید آقاخانی که در این میان قطعا رقابت میان مدیری و فتحی با توجه به آثاری که پیش از این تولید کردهاند، دیدنیتر خواهد بود.
شبکه اول سیما که سال گذشته ساخت سریال نوروزی خود را به سیروس مقدم واگذار کرده بود، امسال نیز تصمیم داشت برای دومین سال متوالی این مهم را به او محول کند. اما در آخرین روزها مقدم برای ساخت این مجموعه با گروه فیلم و سریال شبکه یک به توافق نرسید و همین موجب شد تا آنها به فکر جایگزینی برای مقدم و سریال نوروزیشان بیفتند، به همین منظور از حسن فتحی دعوت به عمل آمد تا ساخت سریال نوروزی شبکه اول را بر عهده بگیرد. او که پیش از این در سال 1380 سریال نوروزی «شب دهم» را برای این شبکه ساخته بود و دو سال قبلترهم مجموعه مناسبتی «میوه ممنوعه» را برای شبکه دو کارگردانی کرد که هردو جز پر مخاطبترین سریالهای آن سال تلویزیون بودند. فتحی برای سریال نوروز امسال از تیم نویسندگان مجموعه میوه ممنوعه متشکل از علیرضا نادری و علیرضا کاظمیپور دعوت کرد تا فیلمنامه مجموعه نوروزی «اشکها و لبخندها» را بنویسند. با شروع نگارش و آماده شدن چند قسمت، این کارگردان تصویربرداری مجموعهاش را از اوایل هفته گذشته در تهران آغاز کرد. این مجموعه تلویزیونی که نام آن تغییر خواهد کرد، در 12 قسمت 45 دقیقهای ساخته میشود و بازیگرانی نظیر مهدی هاشمی، گوهر خیراندیش، شهره لرستانی، برزو ارجمند، لیلا اوتادی، هومن برقنورد، کیانوش گرامی، مهشاد مخبری و محسن نقیبیان در آن ایفای نقش خواهند کرد.
داستان مجموعه تلویزیونی «اشکها و لبخندها» درباره زنی به نام شمسی است که برای سرو سامان دادن به زندگی پسر خلافکارش، 15 روز از زندان مرخصی میگیرد. او پس از آزادی از دختر برادرش، حشمت که یک سینمادار قدیمی است برای پسرش خواستگاری میکند. حشمت که جرات نه گفتن به خواهرش را ندارد، برای دست به سر کردن او یک دروغ تازه به شمسی میگوید، غافل از این که این دروغ به ظاهرکوچک همه چیز را به هم میریزد...
تولید سریال نوروزی شبکه دو سیما را هم به مانند سال گذشته بر عهده مجید اوجی است. او که سال قبل مجموعه نوروزی شبکه دو را به کارگردانی رامبد جوان تولید کرد و حالا با همکاری شاهد احمدلو در حال تهیه سریال نوروز 88 است. سریال امسال مجید اوجی «ماه عسل» نام داد که باز هم بر اساس فیلمنامهایی از همسرش فلورا سام جلوی دوربین رفته است. امیرحسین صدیق، پروانه معصومی، فلورا سام، سعید پورصمیمی به مانند سریال «نشانی» در این مجموعه نیز حضور دارند و راضیه برومند، حسین توشه، یوسف تیموری، افسر اسدی، محمد مطیع، سحر ولد بیگی، کمند امیرسلیمانی، نفیسه روشن، علیرضا اشکان و شاهرخ استخری نیز دیگر نقش آفرینان آن هستند.
در حال حاضر تصویربرداری این پروه در شهرستان رامسر درحال انجام است. «ماه عسل» در 15 قسمت 45 دقیقهای تولید میشود و درباره زندگی امیر و شیرین، دختر و پسر جوانی است که قصد دارند با هم ازدواج کنند اما برای آنها موانعی به وجود میآید که لحظات تلخ و شیرین را رقم میزند. این مجموعه تلویزیونی پس از ساخت سه تله فیلم، نخستین تجربه سریال سازی احمدلو محسوب میشود.
شبکه سه سیما نیز برای نوروز امسال ادامه سریال موفق «مرد هزار چهره» را در دست تولید دارد. مهران مدیری در مجموعه جدید خود که آن را به نیمه نزدیک کرده است، این بار«مسعود شصتچی» را درگیر پنج موقعیت جدید کرده است که هر موقعیت در سه قسمت به تصویر درخواهد آمد. فیلمنامه این مجموعه توسط محراب قاسمخانی، امیر مهدی ژوله و خشایار الوند به نگارش در میآید. سریال «مرد دوهزار چهره» در 15 قسمت 45 دقیقهای ساخته خواهد شد. این سریال از تعدد لوکیشن برخوردار است و لوکیشن اصلی آن خانهای در ولنجک است. همچنین تا به حال در این سریال که مانند «مرد هزار چهره» شخصیت اصلی آن مهران مدیری است، بازیگران دیگری نظیر سپند امیرسلیمانی، شقایق جودت، سحر جعفریجوزانی، امید روحانی، سحر زکریا، پروین قائم مقامی، هادی کاظمی، شایان احدیفر، کیهان ملکی، غلامرضا نیکخواه، سام نوری و محمد رضا هدایتی به بیژن بنفشهخواه، عارف لرستانی، سیامک انصاری، پژمان بازغی، رضا فیض نوروزی و فلامک جنیدی اضافه شدهاند و رایزنیها برای حضور بازیگران شاخص سینما و تلویزیون در این سریال ادامه دارد.
شبکه چهار هم در ایام نوروز علاوه بر پخش فیلم سینمایی مجموعهای اپیزودیک با نام «عیار 88» را که در قالب تله تئاتر تولید میشود برای پخش آماده میکند. این مجموعه طنز به تهیهکنندگی و کارگردانی مسعود رسام به زودی کلید میخورد.
ساخت سریال نوروزی شبکه تهران هم بر عهده سعید آقا خانی است. او بعد از کارگردانی مشترک سریال نوروزی «روزگار خوش حبیب آقا» و ساخت 2 تله فیلم کارگردانی سریال نوروزی «عید امسال» را عهده دار شده است. تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی در لوکیشنی واقع در ده ونک ادامه دارد و تا به حال حدود 30 درصد از کار انجام شده، تدوین همزمان سریال نیز توسط حمیدرضا قربانی آغاز شده است.
«عید امسال» در 15 قسمت 35 دقیقهای ساخته خواهد شد و از روز 30 اسفند ماه تا 14 فروردین از شبکه تهران به روی آنتن خواهد رفت. داستانهای این سریال توسط «سعید فرهادی» نوشته شده و بازیگرانی نظیر مجید صالحی، مهران غفوریان، علی صادقی، محسن قاضی مرادی، بهنوش بختیاری، بیتا سحرخیز، شایسته ایرانی، فاطمه شکری و نیما جعفری بازیگر نقش کودک در آن ایفای نقش میکنند. داستان مجموعه تلویزیونی «عید امسال» که از مضمون طنز برخوردار است و درباره اتفاقاتی است که در ایام نوروز برای یک خانواده رخ میدهد.



